تبلیغات
یَوْمُ الْقِیَامَة،روز رستاخیز(فرجام شناسی) - سکرات مرگ 6

یَوْمُ الْقِیَامَة،روز رستاخیز(فرجام شناسی)

درباره ما

اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِیِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَیْهِ وَعَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَةِ وَفی كُلِّ ساعَةٍ وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَلیلاً وَعَیْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً.

خدایا روزها ولحظه ها درپی هم می گذرد وزمانی به خود می آییم که به آخرخط رسیده ایم،خدایا اگر من بنده بدی هستم تودنیای خوبی ومهربانی هستی،من به امیدتو روزها را به شب وشبها رابه روزمی رسانم، هرآندم که به یاد تو می افتم آرامشی در وجودم حکم فرما می شودوندایی درون قلبم فریادبرمی آوردکه خداوندتبارک وتعالی هیچ کس را ناامید از درگاهش نمی راند، خدا وندا ، از تو راحتی وآرامش در هنگام مرگ وعفو وبخشش در وقت حساب را می طلبم. (الهم عجّل لولیک الفرج)التماس دعا

نویسندگان

موضوعات مطالب

پیوندهای روزانه

لینک های ویژه

آماروبلاگ

کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

دیگر امکانات

یَوْمُ الْقِیَامَة،روز رستاخیز

كد تقویم

Google

در این وبلاگ
در كل اینترنت

حب العباس
شور حسین(علیه السلام)
Cool Text: Logo and Graphics Generator

باز این چه شورش است ... محرم آمد ... یاحسین ...

گفته می شود.که درهنگام جان کندن انسان ملک هایی سراغ محتضرمی آیدوبااوگفتگومیکند.آیا این مسئله واقیت دارد؟می گوییم.که آقای سید  عبد الله ثقه الاسلام مدرس صادقی در این باره گفته است.

روایت شده که چون هنگام جان کندن فرا می رسد انسان زبانش بند آمده ودیگر سخنی نمی گوید دراین حالت چهار ملک براو وارد شوند وبا  محتضر سخن میگویند.

یکی به محتضر میگوید.السلام  علیک؛من موکل روزی تو هستم که باید روزی تو را جمع کنم ومن سرتا سر زمین را گشتم؛از مغرب تامشرق،روزی برایت پیدا نکردم ولو یک لقمه تا این که  داخل دراین ساعت گردیدم.

ودومی میگوید،السلام علیک،من موکل برآشامیدنی های تو می باشم وسرتاسر زمین را گشتم وآشامیدنی برای توپیدا نکردم تا اینکه داخل در این ساعت شدم.وسومی می گوید؛السلام علیک .من موکل نفس تو می باشم واز مشرق تا مغرب را گشتم ولی نفسی برای تو نیافتم.

و چهارمی می گوید،من موکل به اجل ها وعمر های تو می باشم وتمام زمین را گردش کردم  مدت زندگانی  از برای تو نیافتم تا این که  داخل به این ساعت شدم.

وبعد از آنها ،نوبت به کرام الکاتبین میرسد که بر محتضر وارد میشود ودر این وقت نوبت به رسوایی انسانها می رسد ومی فرماید ؛من موکل زبان توام هر چه گفته ای ضبط نموده ام،بعد از ان یک پارچه سیاهی بیرون آورد ونشان او می دهد وبه محتضر میگوید.

 

به این پارچه نگاه کن ،این بنده بیچاره عرقش جاری میشود وبه سمت راست وچپ نگاه می کند تااینکه اوضاع به گونه ای شود که این پارچه خوانده نشود. کرام الکاتبین این پارچه(صحیفه) بر متکاء محتضر گذاشته ومی رود.

سپس نوبت به ملک الموت می رسد،که داخل شود ودر طرف راست او ملائکه رحمت قرار دارند ودر طرف چپ او ملائکه عذاب هرکدام در تلاش هستند که روح را به جانب خود بکشانند تا آنکه روح بنده به حلق می رسد، وملک الموت آن را میگیرد و بعد از آن، اگر اهل سعادت بود او را تسلیم ملائکه رحمت می کند، واگر خدای ناکرده از اهل شقاوت باشد اورا به ملائکه عذاب می سپارند، و سرانجام ملائکه روح میت را تحویل گرفته وبه آسمان بالا می برند،وآن گاه آنکه اهل سعادت است،از جانب حق تعالی خطاب رسد، که اورا به بدنش برگردانید تا ببیند که با بدن او چه می کنند.ملائکه نیز روح را برداشته ودر وسط خانه خودش می گذارد،وروح نگاه می کند که آیا کسی از برای اومحزون است،یا اینکه کسی برای او محزون نیست،قدرت حرف زدن ندارد،وجنازه خود را تا سر قبر تشییع می کند ودر این هنگام وقتی که در قبر قرار دادند،روح نیز به او ملحق می شود.

 

برچسب ها : سکرات مرگ 6 ،
نویسنده علیرضا کمرکی فراهانی در 07:21 ب.ظ | نظرات()
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر

تمامی حقوق مادی و معنوی این وبگاه محفوظ و متعلق به مدیر آن می باشد...
طراحی و بهینه سازی قالب : ثامن تم ( علیرضا حقیقت )